چوبی را بشکن سنگی را بردار مرا خواهی یافت
بی مقدمه : سوتی سکسی یعنی استفاده از فعل بدون فاعل !!! من کسیم که واسه حرف زدن زیاد به خودش سختی نمی ده و اکثرا هرجور عشقشه حرف میزنه و ذهن هر کس رو متعلق به خودش میدونه و این مساله یعنی گاهی حرفارو طوری ادا کنی که تو ذهن طرف مقابل سوتفاهم بوجود بیاد البته این مساله اکثرا بده اما خیلی جاها واسه ضایع کردن ملت خوبه مخصوصا واسه من
علاوه بر اون
" وقتی زبون مادریه آدم 127فعل داشته باشه که ب طور مستقیم صرف بشه و وقتی هزاران فعل دیگه رو باید ب کمک فعل معین صرف کرد و این فعل هم درست همون فعلیه که برای عمل همخوابی استفاده میشه اونوقت زبونت خیانتکار میشه !!! " (این جمله از کتاب وردی که برده ها میخوانند هستش اما اسم نویسنده یادم نمیاد)
این تنها چیز جالبیه که این اواخر بهش دقت کردم ب غیر از این هیچی ب ذهنم نمیاد که بخوام بگم که جالب باشه که آدم خوشش بیاد هیچ کتاب جدیدیم نخوندم آدمای اطرافمم دیگه تکراری شدن رفتاراشونم قابل پیش بینیه دیگه فاز نمی دن هیچ آدم جدیدی هم نیست که دوست داشته باشم کنکاشش کنم دقیقا الآن تو هیچی هستم هیچ انگیزه ایم نیست
.... همه چیزایه جالبی که دوست داشتمم خیلی وقت پیش تجربه کردم هیچ حالیم بهم نداد فقط بیشتر فهمیدم چه دنیای زشتیه همین ...![]()
عجیب تو فاز منفیما![]()
خب از کجا بگم؟
از یکشنبه غروب ؛ که جای شما خالی رفتیم کنار دریا اما این کنار دریا از همین معمولیای همیشگی نبود خیلی فرق می کرد هم خوشگل بود هم ناناز بود هم عین این فیلما موقع غروب فوق العاده شده بود البته به قول بچه ها واسه زیزی هر تیکه دریا با جاهای دیگه متفاوته ، هر دفعه زیزی رو ببری کنار دریا عین ندید بدیدا ذوق میکنه(مثه هر دفعه که میریم از این بستی رنگی رنگیای ایتالیایی بخوریم)انگار تا حالا ندیده بچه!!!
خلاصه هیچی تا شب خوش گذروندمو کیفور شدم دوشنبه 6.30 صبح خوشحالو سر خوش رفتم امتحان بدم سر جلسه هی به نظرم گذینه ها ناآشنا میومد سوالا عجیب غریب بود ، اومدم بیرون از بچه ها پرسیدم که چرا اینجوری بود همه گفتن چجوری بود سخت بود اما بد نبود من همچنان مبهوت که من خوب خونده بودم از محالاته اینجوری امتحان بدم اونم چی بعد 4روز تعطیلی !!! غروب فهمیدم منبع عوض شده بود و به من اشتباه گفته بودن که عوض نشده و بنده طی 4روز 500صفحه کتابو بی خود خوندم.
3شنبه صبح آخرین امتحانمو دادمو راحت اگه حتی 1دونه دیگه امتحان داشتم میمردم خداروشکر تموم شد.
...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...
همینجوری 1: امیدوارم شما امتحانتونو با خوبی و خوشی تموم کنید و از تعطیلات تابستونتون لذت ببرید.
همینجوری 2 : تو که با لن-کروز میای بیرون دور بزنی با کلی کلاسو افاده میای پایین و همه رو از بالا به پایین نگاه میکنی، تو که فک میکنی از همه سری و به همه فخر میفروشی ، تو که با هرکی دست نمیدی و هم کلام نمیشی و حتی گاهی به کسی نگاه نمیکنی،تو که با عمل کردن بینیت دامنه دید کمتر شده ...
فک کردی که چی؟سنت به 30 هم نمی رسه ملت که خر نیستن میدونن زحمت کشیده خودت نیست ! پز پول باباتو میدی که چی؟ یکی نیست بگه بیچاره اگه باباتو ازت بگیرن از بدبختم بیچاره تری! بیفرهنگ تو از این آفریقاییای بیپولم کمتری!!!! (خیلی حرصم داد دوست داشتم بزنم تو گوشش هم کیفور شم هم بسی بخندم اما نشد)
همینجوری 3:چیه هی این میخواد بره اون حال موندن نداره آقا میخواید برید ؟ برید 1مدت نیایید مطمئن باشید هیچ کس بدون شما خودشو نمی کشه و به محض اینکه برگردید و اطلاع بدید همه دوباره میاین پیشتون...
اینکه میگید میرین یعنی من حس رفتن دارم اما نمی خوام برم یکی بیاد جلوی منو بگیره اینم که رودر باسی نداره خب بگید بیاین جلو منو بگیرین چرا این همه طفره میرید؟!!
اوووف چقد دلم پر بود....
شده تا حالا 1هو دلت عجیب بگیره اما ندونی چرا؟ یا هرصداییو اتفاقی باعث بشه دلت 1هو بریزه ؟شده منتظر 1چیزی باشی اما ندونی چیه؟من الآن همه این حالتارو با هم دارم !!!
دوستم داره میره داره میره استرلیا معلوم نیست کی دوباره میبینمش شاید چندماهی میشه ندیدمش اما حداقل خیالم راحت بود وقتی اینجاس هرلحظه اراده کنم میبینمش اما الآن ... یادش بخیر اون موقع ها که بغلش میکردم میگفتم مینا انقد حال میکنم بغلت میکنمو فشارت میدم حالا معلوم نیست دیگه کی میتونم بغلش کنمو فشارش بدم یادش بخیر اون موقع ها که میرفتیم سر مول بعد تو کوچه زنگارو میزدیمو میدوییدیم ؛ چقد دلم تنگ شده ای خدا !!!
پریروز اولین روز تابستون بود من که حواسم نبود گفتن بهش میگن پنجک من که نمی دونستم گفتن این روزو اگه برین کنار دریا این طوره اگه شنا کنین اونطوره خلاصه از این الکی اعتقادا دیگه ! همسایمون گفت من دارم میرم شنا تو دلم گفتم خوبه بارون بیاد هم حال شمارو بگیره هم 1حالی به ما بده 2روز و نصفیه که داره بارون میاد عجیب ؛ آسمون 1لحظه هم نفس نمیکشه!!!
دیروز با دوستم بیرون بودم بارون کم بود گفتم چتر نبرم نرسیده بودم به سر کوچه که چنان شدید شد که همه موندن زیر سایبونا اما من که برنگشتم چتر بیارم همونجوری رفتم دوستمو که دیدم شروع کرد به غر که تو خلی مگه آدم تو این بارون بیرون میره اونم بدن چتر دیگه مغز منو خورد دلم واسه صدف تنگ شد بیچاره تو بارون سیل باهام میومد بیرون چتر میبردیم اما باز نمیکردیم بعد همونجوری میرفتیم سر مول !!!
هیچی دوستای دبیرستان نمیشه.
همینجوری 1 : حالم از هرچی امتحان بهم میخوره دیگه
همینجوری 2 : از خداحافظی متنفرم ترجیح میدم 1سال یکی رو نبینم اما نگم خداحافظ و 2روز نبینمش!!!
همینجوری 3: هوا گرفته بود،باران میبارید،کودکی آهسته گفت : خدا گریه نکن درست میشه !!!
میگن آدم باید تو زندگیش شانس داشته باشه و مهم تر از اون که چشمی بینا واسه دیدن این شانسا داشته باشه والا ما که چشامون از حدقه زد بیرون اما شانسی ندیدیم.
از ترم اول دانشگاه هر ترم که درسی برداشتم یا سوالا سخت بود یا طراح سوال استادمون نبود یا ...
آخه من چقد بیچاره م؟دیروز امتحان داشتم سر تستیا 1سری بچه ها دادن رفتن من موندم که من چقد خنگم که واسه تستا فرمول پیدا نمی کنم چه برسه که حلش کنم و جواب آخر بیارم !!!
موقعی که برگه رو داشتم می دادم دیدم همه برگه ها سفیده!!!سوالا همه از تمرین تکمیلی بود هر کدومم 1صفحه A4 جواب داشت یعنی ما باید 2تا برگه پشتو رو پر میکردیم واسه 4تا تشریحی اما هممون سفید دادیم.آخه یکی نبود بگه طراح بیشور مگه خودت تاحالا امتحان ندادی که اینجوری سوال میدی؟الهی بچه ت تجدید بیاره دق کنی !!!! آمیییییییییییییین
امروزم که دوتا امتحان دادم فردا و پس فردا هم امتحان دارم!!! میخوام برم خودمو باکش از لوستر اتاقم دار بزنم .اصلا کی به من گفت اینجوری واحد بردارم انگار نمی دونست اینجا با ما مثه گوسفند قربونی برخورد می کنن!!!
خب خودم گفتم متاسفانه غلط کردن هم دیگه سودی نداره !!!
همه اینا 1طرف دیدن بعضیا هم 1طرف ، به من نگفت امروز میاد دانشگاه فک کرد من صبح امتحان دادم رفتم نمی دونست بعداز ظهرم هستم منم دیدمش اما خودمو زدم به بیخیالی...
خوبه تا حدی میشناسمش ... میدونم چی حالشو میگیره و بعد خودم کیفور میشم هی!
حالا تو این دنگو فنگ یک عدد شوهر برای ما پیدا شده یارو دکیه یعنی داره دکترا شو میگیره مامی منم هی گیر داده خوبه قبول کن مغز بنده در این اواخر تبدیل شده به سالاد شیرازی اصل.من که ازش خوش نمیاد یعنی واسه شوشو بودن من 1سری چیزا رو نداره.از نظر این بزرگترا م که هرکی مدرکش بالاتر باشه و پولش بیشتر باشه مناسب تر؛ منم که کشته مرده این طرز فکر آدم بزرگام...
همین
مرا جز تو بعالم هیچکس نیست
ولی جانا به وصلت دسترس نیست
منم آن طایر قدسی که بی تو
مرا فردوس اعلا چون قفس نیست
دلم را صید نا سوتی نشاید
شکار باز لاهوتی مگس نیست
من و آهی و کنجی در فراقت
که بی تو غیر آهم همنفس نیست
حسین خسته را کشتن چه حاجت
نگارا داغ هجران تو بس نیست ...!!!
یک فیلم عاشقی
به روایت هندی:
دوتا پسر سر یک دختر دارن دعوا میکنند و هم دیگرو رو جر میدن که یک دختر پاک و
نجیب (که معلوم نیست چرا با این پاکی به دوتا پسر پا داده)داره گریه میکنه و میگه
تورخدا بس کنین که یکی از پسر متوجه خال توی دماغ اون یکی پسره میشه و داد
میزنه”دادش” اونم خال توی دماغ او یکی رو میبینه و با چشمی گریان داداششو بقل
میکنه و میگه “باورم نمیشه بعد از این همه سال پیدات کردم. در این زمان یک پیر زن
کور وارد صحنه میشه و میفته زمین و سرش به سنگی میخوره و بیناییشو بدست میاره و
یهو داد میزنه:بچه های گلم، توی این نقطه حساسه که دو پسر و دختره همه میگن
“مامان!” و همگی میفهمن که خواهر برادرن…حالا دو برادر و خواهر شروع به شعر خوندن
و حرکات موزون از خودشون میکنند و یک عده آدم بیکار هم معلوم نیست از کجا پیداشون
میشه و پشت سر این افراد بصورت متقارن حرکات احمقانه ای انجام میدن که بعد از دیدن
چندتا فیلم هندی میفهمین که اسم این حرکات حمقانه رقصه.این فیلم این پیام اخلاقی
رو به ما میده که دعوا کردن سر دختر خوب نیست و از این جور حرفا.
یک فیلم عاشقی به روایت ایرانی از نوع جمهوری اسلامی:
خانواده پسر به خواستگاری میرن و چون هردو خانواده فاکتور ایمان براشون مهمه به
راحتی به توافق میرسن،در حین مراسم خواستگاری این پیام اخلاقی به بیننده داده میشه
که باید مواظب برندازی نرم باشن چون همیشه استکبار خارکو… به فکر ضربه زدن به مردم
و انقلابه .بعد یه حیاط رو نشون میده که چراغونی شده و یه عده آدم بیکار توش نشستن
و دارن سیب میخورن (چون میخواستن فیلم کم خرج دربیاد میوه دیگه ای درکار نیست!)و
وقتی دادماد میاد تازه میفهمین که مثلا مراسم عروسیه!
صبح که میشه برای اینکه بدآموزی نداشته باشه عروس از یک اتاق میاد بیرون و داماد
هم از یک اتاق دیگه، اونجاست که بیننده با خودش میگه: پس مراسم پرده برداری شب
هجله رو کی انجام داده؟
خلاصه یه روز تازه عروس یهو حالش بهم میخوره و همه میفهمن که حامله شده و باز این
سوال پیش میاد “اینا که شبا کنار هم نمی خوابیدن پس احتمالا یا کار امداد غیبی
بوده یا کار کارگردان”و زندگی به خوبی و خوشی ادامه پیدا میکنه البته با کلی پیام
اخلاقی مثل “انرژی هسته ای حق مسلم ماست و از این جور ...
فیلم عاشقی به
روایت هالیودی:
فیلم از توی اتاق خواب و زیر پتوی دو معشوقه شروع میشه، صحنه بطوری رمانتیک و خفنه
که شما خشکتون میزنه و با خودتون میگین که چرا رفیقتون بهتون نگفته بود فیلمش صحنه
داره که با فریاد مامان از جا میپرین و بر خلاف میل باطنی مجبور میشین این صحنه رو
رد کنین، خلاصه دختره که خیلی شوهرشو دوست داره میره بقالی سر محله که بقال محله
ازش خوشش میاد و بلههههههه بازم مجبور میشین برای اینکه صدای مامان در نیاد صحنه
رو رد کنین و مامان هم داره قر میزنه که اینا اون دنیا چه جوری میخوان جواب خدارو
بدن؟ بازهم خلاصه خانم برای اینکه شوهرشو قافلگیر کنه سفارش میده تا برای شوهرش
پیتزای مورد علاقشو بیارن که از یارو پیتزایی هم خوشش میاد و دوباره بلهههههه و
شما هم موظفین که این صحنه هارو تند تند رد کنین، خلاصه از اول تا آخر فیلم این
خانوم مشغول کارای بد بد کردن یا همون دکتر بازی خودمون با این و اونه بطوریکه فقط
با خواجه حافظ شیرازی کارای بی ادبی نمیکنه.در هنگام یکی از همین صحنه های مبتذل
شوهر سر میرسه و زن گریه میکنه و ناراحت میشه و از شوهرش معذرت خواهی میکنه و شوهر
هم که آدم فهمیده ای هست با متانت از اینکه سر زده وارد شده معذرت میخواد و
میگه”عزیزم چون عشق من و تو یک عشق واقعیه میدونم از این کار منظور بدی نداشتی و
من هنوز دوست دارم” و در آخر فیلم با پیام اخلاقیه سیب زمینی بودن و عشق واقعی
تموم میشه.
گاهی گمان نمیکنی ولی میشود
گاهی نمیشود که نمیشود
گاه هزار دوره دعا بی اجابت است
گاه ناگفته قرعه به نام تو میشود
گاه گدای گدایی و بخت با تو نیست
گاهی تمام شهر گدای تو میشود
گاهی مسیر جاده به بنبست میرود
گاهی تمام حادثه از دست میرود
گاهی همان کسی که دم از عقل میزند
در راه هوشاری خود مست میرود
گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست
وقتی که قلب خون شده بشکست میرود
اول اگرچه با سخن عشق آمده است
آخر خلاف آنچه گفته است میرود
وای از غرور تازه به دوران رسیده ای
وقتی میان طایفه ای پست می رود
هرچند مضحک است و پر از خنده های تلخ
برما هر آنچه لایقمان است میرود ...
اگه یکی که هی واست دم از عشق و عاشقی میزنه و هی میره میاد میگه دوست دارم اگه یکی تحت هیچ شرایطی کوتاه نیاد و به هربهونه ای محبتشو ابراز کنه ۱شب بهت اس بده و بگه دلش برای دستای مهربون و نگاه معصوم عشق اولش تنگ شده چه حالی بهتون دست میده ؟!!!
شما رو نمی دونم اما من با همه دوست نداشتن هام با همه بی تفاوتی هام ناراحت شدم یعنیبیشتر بهم برخورد نه از اینکه چرا اون دلتنگ شده از اینکه چرا ...
راستش اصلا به خاطر همین ازش خوشم نمی اومد چون می دونستم از سر نیاز و تنهایی اومده طرفم حالا بعدش اگه دلبستگی به وجود اومده اتفاقی بوده می دونستم دنبال یکی بهتر میگرده که روی اونو کم کنه و متاسفانه منو بهتر میدیده نه اینکه نباشم اما دوست ندارم با کسی مقایسه بشم چه بهتر باشم چه نباشم میدونستم هم نام بودن منو عشق اولش برای اون جوریه میدونستم هروقت منو با اون لحن خاص مورد خطاب قرار میده ۱حالی میشه میدونستم که هر لحظه توی هر مناسبت یاد اونه میدونستم و میدونم نمی تونه اونو فراموش کنه و اشتباه ترین کار واسه فراموشیش بودن با کسیه که هم جدیده هم متاسفانه هم نامشه ...
همیشه از اینکه به من میگفتن بی احساس و سرد ناراحت می شدم اما حالا بایدبه خودم افتخار کنم کنترل کردن ۱دل پر احساس و تظاهر به سرد بودن به این تمیزی کار هرکسی نیست اگر حرفاشو باور می کردم اگه به دوستام گوش می دادم الآن چی از من می موند ؟
وای خدا قربون کرمت برم آخه تو با من چی کار کردی چطور میتونی تا این حد مراقبم باشی در حالی که من ...
من دلم بگرفته است...
...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...
من اینجا بس دلم تنگ است
و هر سازی که میبینم بد آهنگ است
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بی برگشت بگذاریم
ببینیم آسمان هرکجا آیا همین رنگ است ؟
به طور اصولی و تاریخی فردا اسپندگان یا سپندارمذگان روز عشق ایرانیان باستانه و 1جورایی ویژه خانوماست اما از اونجا که این ملت فک میکنن هرچی که ماله غربه قشنگ تر و باحال تره مثه ولنتاین و چون که دولت ما جز مرده پرستی کار دیگه ای بلد نیست این روز هم مثه خیلی از روزای دیگه پَر شده است و چون همه آقایون عاشق 4-5 روز پیش کادوهای عشقولانشونو دادن پس ؛ فردا تقریبا هیچ اهمیتی برای ماها با روزای عادی نداره ...
به هرحال سپندار مذگانتون مبارک و محض اطلاع هوینجوری میگم که بدونین گل مخصوص این روز "بیدمشکه" اگه خیلی ایرانی بودین و روز ولنتاین کادو ندادین این روزو تماما ایرانی کنین کنار گل رز بیدمشکم گیر بیارینو تقدیم عقشتون کنین.
ما رو هم که خدا کلا راحت کرده نه ولنتاین داریم نه سپندارمذگان ...
پس از مدتها ما دو باره برگشتیم !!!
همینجوری 1مدتی الاف و بی کارو بی حوصله میچرخیدیم و هر از گاهی سعی میکردیم نرمال باشیم تا کسی مارو تحویل بعضی جاها نده ...
اتفاق خاصی این چند وقته نیوفتاده همه سالمو زندن و به زندگی مزخرفو الکی خودشون ادامه میدن البته با کمی تغییر ... ما هم با زندگی خودمون حال میکنیم هرچند مزخرف تر از بقیه باشه ...
1چیزایی هست که آدم وقتی میبینه شاخ در میاره اما من چون استثنا هستم دمم درمیارم گاهی مثلا به من ثابت شده آدم هرچقدر با دوستش صادق تر باشه و بیشتر براش ارزش قائل باشه اون بیشتر می ... تو حالت !!! حالا چرا ؟
امروز پس از مدتها حدودا 2هفته دوستمو دیدم کلا عوض شده بود خودش موهاشو عین خلو چلا کوتاه کرده بود ابروهاشم عینه خونه کلاغ داغون زیر چشاشم ... کلا ایفتیضاح بود بهش میگم چرا خودتو اینجوری کردی اون مدلا بیشتر بهت میومد نه گذاشت نه برداشت رک گفت از تو زشت خال خالی که قشنگ ترم و من 1لحظه فک کردم شاید منو 101 سگ خالدار میبینه اما فقط به 1لبخند افاقه کردم و تو دلم گفتم اگر من 0.00001 اعتماد به نفس تو رو داشته میگفتم من زیباترین دختر ایرانم ...
بعدش با همین خانوم تشریف بردم کتاب فروشی بگو خاک بر سرت مجبوری مگه ؟ خلاصه رفتیم خیر سرم پازل بخرم اول که قیمتاشو دیدم در حد لالیگا ذوق زده شدم بعد فهمیدم اشتب شده بنده قیمتارو به ریال خوندم که صدالبته به تومن بود (آخه پازل 3000 تیکه 40تومن؟ خب گرونه دیگه !!! یعنی چی !!!) حالا من بیچاره سرخورده غمگینو شرمنده رفتم کتاب بخرم طرف کتابای تاریخی نرفتم گفتم حتما افسرده میشم پس از کلی گشتن 3تا کتاب از "دن براون" |پیدا کردم شادو خوشحال کل کتابخونه رو هم گذاشتم روسرم که چه عجب 1کتاب درست حساب دارین بعد با خودم گفتم فلانی مثه پازل خودتو ضایع نکن اول قیمتو مثه آدم نیگاه کن قیمتشو نگاه کردم اول کتابو زدم تو سرم بعد اومدم بیرون "هر کتابی 12تومن بود! "
حالا من کم ناراحتم دوستم : زیزی اگر تو دوست خوبی بودیو برام کادو ولنتاین میخریدی منم شاید برات پازل می خریدم البته تو باید 50تومن خرج کنی تا من برات 40تومن کادوبخرم (با خودم گفتم دیدم واسه تولدم چه مایه ای گذاشتی می دونم چه جوری کادو می خری) یکی نیست بهش بگه احمق 50 تومنو هم پازل میخرم هم کادو منت تو بیشورم نمی کشم.
...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...
همینجوری 1 : از دست این دوستام خسته شدم این ترم باید تغییر موضع بدم.
همینجوری 2 : تمامی صحبتای بالا جنبه جدی داشته و بدون هرگونه شوخی بوده باور کنید ...
همینجوری 3 : استاده نمره 2طرفو میکنه 9 که مشروط نشه اونوقت نمره 8.60 منو 10 نمیده آخه من اینو کجای دلم جا بدم؟ کجا ؟
گمان می کنم که در میان آدم ها
آن ها که گم کرده ای دارند
همواره به دنبال نشانه ای اند ...
نشانی ای که راه باشد ...
و راهی که گریز گاهی شاید،
برای من
تمامی تندیس های سنگی و چوبی و آهنی
نشانه ی تواند،
و هر کدام کلامی
که هر گاه تازه می شوند؛
و می دانم که روزی تندیسی خواهم شد،
یک نشانه
و تو خواهی خواند،
و شاید همین بوده است از نخست
راز اولین تندیس یا نشانه !!!
...::::...:::...:::...:::...:::...:::...::::...:::...:::...:::...:::...:::...
یادم نمیاد اینو از کجا پیدا کردم تو دفترم نوشته بودمش امروز دیدمش کلی خاطره برام زنده شد گفتم بذارمش اینجا شاید واسه شما هم جبعضی از جملاتش یاد آور چیزای خوبی باشه ...
دل من می سوزد
که قناری ها پر بستند
و کبوترها را
آه کبوترها را
دل من در دل شب
خواب پروانه شدن میبیند
مهر در صبح دمان داس به دست
خرمن خواب مرا میچیند
وای باران باران
شیشه پنجره را باران شست
از دل من اما
چه کسی نقش تو را خواهد شست ... ؟
آسمان سربی رنگ
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ
میپرد مرغ نگاهم تا دور
وای باران باران
پر مرغان نگاهم را شست ....
...:::...:::...::::...::::...:::...:::...::::...::::...:::...:::...::::...::::...:::...:::...::::...
همینجوری 1 : من عاشق بارونم ... چه بارونی میاد اینجا ... عاشقشم ... !!!
همینجوری 2 : نمی دونم آخرش چی میشه اما می دونم بی تفاوتی بهترین راه حله ... راهی که همیشه جواب میده حداقل در مورد من ... شاید فک کنن من بیخیالم یا هر چیز دیگه اما واسه یکی مثه من همیشه سخت ترین راه حل ها بهترین جوابا رو میده ...
همینجوری 3 : این امتحانا هم واسه خودشون دوره ای دارنا دارن میترکونن ملتو ...
همینجوری 4 : امروز موقع برگشتن راننده میگفت بعد از عید قراره بنزین لیتری 1200 تومن بشه با یه دودوتا قاقارتای ساده میشه حدس زد از این به بعد باید مسیر خونه دانشگارو با خط 11 طی کرد ... خرسندیم الآن ... کرایه 1500 تومنی میشه 2500 تومن ... عالیه ....
سلای جیگرای شیطون بلا
خب شب یلدای همتون بخیر امیدوارم زمستون خوب و سال خوب تری رو پیش رو داشته باشین و همتون شاد و جینگول باشین مثل من !
2روز دیگه من 1سال بزرگتر میشم ؛ 22ساله میشم و از الآن 1احساس خاصی دارم از 22سالگی اصلا خوشم نمیاد همونطور که از 2شنبه ها متنفرم اما کاریش نمیشه کرد. همینه که هست و باید تحملش کنم فقط امیدوارم تجربه های خوبی داشته باشم و شاد و جینگول باشم. علاوه بر همه اینا دومین سالگرد وبلاگمم هست !!!
"وبی جونم تولدت مبارک ."
همینجوری 1 : دیگه اینکه نمی دونم این روزا واقعا من توهمی شدم بیشتر از قبل یا نه، واقعا ملت دگرگون شدن خودشون دعوا میگیرین خودشون فحش میدن و قهر میکنن بعد دوباره خودشون آشتی میکنن !!! سابقا یعنی قبلنا من می دونستم خیلی بیشوووورم اما در مورد صفات از این قبیل دیگه نظری نداشتم و ندارم !!!
شاید گرونی بنزین و گاز و ... بی تاثیر نباشه !!!
همینجوری 2 : فاصله من با دریا جدیدا از 100مترم کمتر شده حس عاشقی رو دارم که معشوق نزدیکه واقعا زیباست !
همینجوری ۳ : چندوقت ژیشا ۱کاکتوس گرفتم ناز و خوشگله اسمشو گذاشتم "داوود" بعد امروز مامی جونیم واسه تولدم پیش پیش برام ۱کاکتوس دیگه خرید اسمشو گذاشتم "شراره" که داوود تنها نباشه . من کادو زیاد گرفتم اما ۴تا هدیه تولد دارم که بینهایت بهش علاقه دارم :
۱) پلاکی که مامیم و ددیم واسه اولین سال تولدم برام گرفتن.
۲) یه دست بند سنگ دارم که ۳سال پیش صدف جونی بهم داد.
۳) شراره کاکتوس جدیدم که امروز مامی گلم برام خریده.
۴)کتاب "شازده کوچولو که مینا معروف به "فنچی" برام خریده !!!
همین ...:::... تا بعد ...
| قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت |

